چهطور بهتر آمادهی سفر شویم؟
هدف چکلیست سفر این است که چیزی را از قلم نیندازیم. بیشتر چکلیستها کمک میکنند که سفرِ راحتتری داشته باشیم. اما میتوانیم چیزهایی را یادآور شویم تا افزون بر سفر بیدردسر، سفر بهتر و مؤثرتری نیز داشته باشیم. در این جستار، دو چکلیست هوا شده است:
۱.چیزهایی که باید برای سفری راحت به یاد داشته باشیم
-چکلیست وسایل سفری که نباید فراموش کنید
-چکلیست سفر خارجی
-چکلیست سفر طبیعتگردی
-معرفی چکلیستهای سفر با خانواده، با بچه و با ماشین
-چکلیست کارهایی که باید قبل از ترک خانه انجام دهید
۲.چیزهایی که باید برای سفری بهتر به یاد داشته باشیم
-یادآوریهایی برای سفری خاطرهسازتر
-یادآوریهای برای سفری مسئولانهتر
-یادآوریهایی برای سفری آموزندهتر
(هدف اصلی این مطلب، چکلیست دوم است؛ اگر خواستید، میتوانید یکراست به بخش دوم بپرید)
چکلیست لوازم ضروری برای سفر
برای چیزهایی که باید در بساط سفر داشته باشید فهرستهای بسیاری نوشتهاند. (+دیجیکالا چکلیستِ سفرِ پروپیمانی دارد و حتا میتوانید چیزهایی که ندارید را سریع از همانجا بخرید) اما میشود بهراحتی با تکیهکلامِ والدین بچههای فراموشکار پیش رفت: «یکوقت خودت را جا نگذاری!»:
میتوانیم در آینه به سر تا پایمان نگاه کنیم و بپرسیم هر بخشی که میبینیم، در سفر به چه چیزهایی نیاز دارد؟ سر، کلاه میخواهد. چشم، عینک آفتابی. پوستِ صورت، ضدآفتاب. و الی آخر. (در واقع، الی نوکِ پا)
در این چکلیست، پس از اشاره به وسایل موردنیاز، نکات و خاطرات و خطراتِ ریزی چاشنی شدهاند.
چکلیست وسایل سفری که نباید فراموش کنید
-مدارک شناسایی
افاضات اضافه: کیفی مخصوص مدارک داشته باشید، اما از تمام مدارک عکس بگیرید و اسکن کنید، بهخصوص اگر به سفر خارجی میروید. اغلبْ موبایل را کمتر از باقی چیزها جا میگذاریم. (+مگر اینکه در جیب دزد جا بماند. برای این موضوع هم پیشنهادی ارائه شده است!)
-لباس
افاضات اضافه: به مایحتاج سر اشاره شد: کلاه و عینک را فراموش نکنید؛ در سفر، چشمها بازیگوشترند؛ نگذارید آفتاب مانعشان شود. لباسهایی ببرید که بشود لایهلایه روی هم پوشید و درآورد، تا در لحظه خودتان را با هر آبوهوایی تنظیم کنید. اما برسیم به نوک پا! کفش و دمپایی بهترین رفیق سفرند؛ رفیق نیمهراه با خود نبرید.
+همیشه مایویی در چمدان داشته باشید. معلوم نیست آدم کجا بخواهد در آب بپرد. (زخمخوردهام و دربهدر پیِ مایو گشتهام!)
-لوازم بهداشتی
-لوازم سلامتی
افاضات اضافه: داروهای لازم را بردارید، اما هزار دارو برای امراض احتمالی انبار نکنید. معمولن در سفر، قرص مسکن، سرماخوردگی، ضدتهوع، ضداسهال و چسبزخم کافیست. اگر قرص بسیار بردارید، و اگر قرتیبازی درآرید و قرص را در ظرف جدا بریزید، ممکن است در مرزهای زمینی بازجویی را هم تجربه کنید. (البته بههرحال آدم برای تجربههای تازه سفر میکند؛ این هم تجربهایست)
اسپری بیفور وایت و افتر وایت برای در امان ماندن از حشرات بردارید و قرص ضدحساسیت برای وقتی که نتوانستید ازشان در امان بمانید.
-لوازم الکترونیکی (برای بهداشت و سلامتِ روانِ انسانهای مدرن!)
-چیزی برای حمل اینها (و اگر میخواهید تمام وسایلتان را به خانه برگردانید، قفلی هم برای چمدانتان بگیرید.)
چکلیست سفر خارجی
-به مدارک، پاسپورت و ویزا و رزرو و وچر هتل و گواهی واکسن بینالمللی را بیفزایید
-قبل از سفر، از محلهای تبدیل ارز اطلاعات کسب کنید
-چکلیست شمارههای اضطراری: شمارههای ۱۱۰ و ۱۱۵ و ۱۲۵ کشور مقصد، هتل، سفارتها و کنسولگریهای کشور خود در کشور مقصد را ذخیره کنید
(+علیبابا پیدیاف خوبی دارد که میتوانید قبل از سفر، با آن چک کنید که چیزی جا نمانده باشد)
چکلیست سفر طبیعتگردی
از فرق سر تا نوک پا را بررسی کنید و چیزهایی را که برای بقا نیاز دارند بردارید! مختصر و مفید.
-خوراک کافی و بطری آب که منجیالمنجیات است
-کفش و کفش و کفش (رفیق نیمهراه و این صحبتها را یادتان هست؟)
-چادر، پتو برای توی چادر و توتون برای دور چادر (طبیعتگردان میگوید توتون دور چادر، مار را دور میکند)
-لباس مناسب، ضدآب و ضدفلان و ضدفیلان
-جعبهابزار حاوی چراغقوه، قطبنما یا جیپیاس یا نقشه، دوربین دوچشمی، چاقوی چندکاره، بخاری یا پنکهی جیبی و دیگر چیزها
-شارژر و چراغ خورشیدی نیز چیز خوبیست
-کیسه برای جمعآوری زبالهها
(+از این سایت، چکلیست خوبی برای طبیعتگردی را ذخیره کنید)
چکلیست کارهایی که باید قبل از ترک خانه انجام بدهید
-به آب و گاز و برق و تجهیزات مربوط بهشان استراحت بدهید (اگر به شیوههای سنتیِ دزدپرهیزی قائلاید، چراغی را روشن بگذارید) (بهقول داریوش، هرجا چراغی روشنه، از ترس دزدی کردنه)
-سطل زباله را خالی کنید (وگرنه پدیدهی سطل کرمزده به تجربههای تازهتان افزوده میشود) (بله، من چکلیست نمینویسم تا کمکی کنم؛ مینویسم تا از خاطرات و خطرات بگویم!)
-یخچال را تمیز و غذاهای فاسدشدنی را خارج کنید
-اگر صلاح میبینید، حمام و مستراح و آشپزخانه را سمپاشی کنید
-وسایل قیمتی را در فویل بپیچید و لای لحافها بگذارید! (شیوههای سنتی، شیوههای سنتی…)
-به گیاهان خوشگلتان آب بدهید (البته اگر زشت بودند هم بدهید)
-اگر بستهی پستی دارید، تحویلش را به کسی بسپارید
-به کسی بگویید که کِی به سفر میروید و کِی برمیگردید (کلیدی هم در اختیارش بگذارید. شاید جنگ شود و پنجرهها از موج انفجار باز شوند و لازم باشد که کسی پنجرهها را ببندد و مجبور شوید برای بستنشان برگردید. بله، زخم خوردهام)
-قبضهای لازم را بپردازید و دیگر با خیال تخت به سفر بروید. خوش بگذرد.
(چکلیستهای بیشتر: چکلیست برای سفر خانوادگی، چکلیست سفر با بچه، چکلیست سفر جادهای)
چکلیستی تازه: یادآوریهایی برای سفر بهتر
اگر حواسمان به برخی چیزها باشد، میتوانیم هم بیشتر خوش بگذرانیم، هم آسیبی به محیطزیست نرسانیم و هم چیزهایی بیآموزیم. چکلیستِ سفری نوشتهام تا چند چیز را به خودم گوشزد کنم. نمیتوانم به کسی پندی بدهم؛ این چکلیست، دهدوازدهفرمانیست که قبل از سفر، به خودم یادآوری میکنم. قصههایی نیز از گردشگران و اندیشمندان نقل کردهام که خواندنشان میتواند جالب باشد.
بیشتر خوش بگذران و خاطره بساز
-قبل از سفر، میتوانی دربارهی مقصدت اطلاعات کسب کنی، میتوانی هم با کمترین پیشفرضها بروی و پرسه بزنی و کشف کنی (+اندکی از حس پوثیاس را تجربه کنی که برای اولین بار یخزارهای جنوبگان را دیده بود!)
کسانی قبل از سفر خود را بمبباران اطلاعاتی میکنند، مثل دکارت که در سفر به سوئد، ۲۰۰ جلد کتاب با خود برد. البته این سفرْ سفرِ آخرش بود، چون بعدش مُرد. یا توریستهای جنوبگان خروار خروار اطلاعات دربارهی پنگوئنها میآموزند. البته تحقیقاتی دریافته بود که بیشترشان همهچیز را پس از سفر فراموش میکنند. میتوانی در هر سفر، از نو انتخاب کنی: در این سفر، میخواهی برای سفر مطالعه کنی یا با سفر؟
-کمی خودت را در معرض خطر قرار بده تا به خاطرات جالبتری برسی. فقط حواست باشد که زنده بمانی تا بتوانی خاطراتت را تعریف کنی!
پل ثورو میگوید که ارزش سفرهای خطرناک این است که میتوانی بگویی من آنجا بودم و همهچیز را دیدم. میگوید در سفرهاش به ترکمنستان و سودان، همراه با سرکوب و نقض حقوق بشر، مهماننوازی و شگفتی را تجربه کرده است. البته در گوشههایی از دنیا، نقض حقوق بشر و این صحبتها واقعیتِ روزمرهی زندگیست؛ جای دیگری پی هیجان بگرد.
-با آغوش باز به سمت تجربههای جدید برو.
لیلی به لالای ذائقهی لوست نگذار. غذاهای تازه را امتحان کن؛ همهجا خبری از چلو و پلو نیست. اگر اذیت شدی، از قرص ضدتهوع و ضداسهال توی چمدانت استفاده کن. چکلیست برای همین چیزهاست دیگر.) (+ایش عیش را میکُشد)
-ممکن است با آداب و باورهایی مواجه شوی که به نظرت عجیب یا ناپسند میآیند. وقتی با دیگری مواجه میشوی، نه مجبوری بپذیری و نه رد کنی؛ فقط مشاهده کن.
سفر میزانی از تجربهی دیگریَت در خود دارد، تو را با آیینها و دینها و آداب متفاوت آشنا میکند و میتواند از تعصب بکاهد. رنه دکارت میگوید: «مواجهه با امور ناآشنا کاربردیست. بهتر است چیزهایی دربارهی عادات و آداب مردمان مختلف بدانیم، تا گمان نکنیم هر آنچه مخالف روشهای خودمان بود «مضحک و نامعقول» است.»
-سفر از تعصب میکاهد، اما قرار نیست هر چیزی که میبینی را جذب کنی.
اما یکوقت مدل موهایت را دماسبی نکنی؟ راسل روایت میکند که در قرن هفدهم، وقتی منچوها به چینیها پیروز شدند، پای کوچک میان زنان چینی زیبا بود و موی دماسبی میان مردان منچو. آنها بهجای آنکه بیخیال عادات خودشان شوند، عادات همدیگر را جذب کردند. چینیها تا زمانی که در انقلاب ۱۹۱۱ از غلبهی منچوها خلاص شوند، موهاشان را دماسبی میبستند!
حواست به اثری که از خود به جا میگذاری باشد
-مسئولانه سفر کن: به محیطزیست آسیبی نرسان و اگر میتوانی، سود برسان.
فراموش نکن که تنها چیزی که باید در طبیعت به جا بگذاری، رد پاست و تنها چیزی که باید برداری، خاطره و عکس. آشغال نریز، نسوزان، چیزهای زیبایی که میبینی را برندار و بکوش ردپای کربنیات را کم کنی. (+چهطور رد پای کربنیمان را کم کنیم؟)
-اگر از جوامع محلی بازدید میکنی، از اقتصادشان حمایت کن.
خرید صنایع دستی، محصولات محلی و اقامت در اقامتگاههای بومگردی که با همکاری جامعهی محلی اداره میشوند، باعث میشود جامعهی محلی زندهتر و سرزندهتر بماند. وقتی از مقصدت اثری خوب با تو میماند، تو هم اثری خوب از خودت در مقصد به جا بگذار.
شاید در سفر، چیزی در تو تکان بخورد
-با آدمها حرف بزن. سفر فقط برای دیدن ساختمانهای تازه نیست، برای شنیدن حرفهای تازه است. (خطاب به خودم: ای آدمِ غیراجتماعی، تکانی بخور، شاید چیزی در تو و زندگیات تکان بخورد)
-چند تا از مسئلههایت را با خود ببر. شاید درست زمانی که داری پرسه میزنی و هیچ حواست نیست، گرهای از مسئلهات گشوده شود.
برخلاف تصور عموم و برخلاف سقراط که هرگز پا از دروازههای آتن بیرون نگذاشت، شماری از فیلسوفان اهل سفر و ماجراجویی بودند و در سفر، به فکرهای بکر، مفهومهای نو و راهحلهای تازه برای مسائل میرسیدند. تو فیلسوف نیستی، اما ممکن است در سفر، فکری برای حل یکی از مسئلههای کوچک زندگیات در سرت جرقه بزند. (+در این پادکست، مسافری قصهی الهامبخشی در این باره تعریف میکند)
-اگر دیدی چیزی دارد در تو فرو میپاشد، بگذار فرو بپاشد. به قول فرانسیس بیکن، سفر به فروپاشی -در معنای مثبت کلمه- میانجامد. (+سفر، تکان خوردن است)
