مسافر میان مکان‌ها و داستان‌ها و زبان‌ها

چه‌طور از شهر زشت‌مان پیشی بگیریم؟ | روایتی از پرسه در تهران و رمانی در کپنهاگ

  تهران شهر زیبایی نیست، مگر اینکه از خیلی دور نگاهش کنی، یا از خیلی نزدیک. در خیابان‌های این شهر که راه می‌روی، بیش‌تر خانه‌های بی‌هویت‌ و بی‌روح به چشم می‌آیند. پایین و بالای شهر هم فرقی ندارد: یا بام‌های توسری‌خورده‌ی فرتوت می‌بینی، یا ساختمان‌های رعنای جوان که کت‌و‌شلوار «خارجی» پوشیده‌اند تا «مدرن» و «باکلاس» […]