مسافر میان مکان‌ها و داستان‌ها و زبان‌ها

درباره‌ی من

  روزی دور روزی نزدیک روزی با همه‌ی رودهای سرخ سرگردان وجودم به دریایی راه خواهم برد. -بهمن فرسی   این‌جا آتشی روشن کرده‌ام. بیا تا چای دم می‌کشد، یک چیکه قصه بگوییم.   داستان‌های بسیاری درباره‌ی آتش گفته‌اند. در مورد پیدایش و مهارَش گمان‌ها بافته‌اند، از اینکه آدمی سنگی را برای تیز کردن بر […]